"گـــــوشتـــان " بـــه دهــان رهـــبـــر "بـــاشـــــــد "

افسران -


حضرت علامـــه حســـن‌زاده آملی فـــرمـــوده‌انـــــد :


گـــــوشتـــان بـــه دهـــان رهـــبـــر بـــاشـــــــد
چـــون ایشـــان گوشـــشـــان بـــه دهــــــــان حـــجت بـــن‌ الحســـن (عج) اســـــــت .....

سخن شهید

کارتان را برای خدا نکنید، برای خدا کار کنید!

تفاوت اینکه کسی کارش را برای خدا بکند با کسی که برای خدا کار کند زیاد نیست فقط همین قدر است که ممکن است حسین علیه السلام در کربلا باشد و من در حال کسب علم برای رضای خدا ...

سید شهیدان اهل قلم ، شهید سید مرتضی آوینی


ﻓِﻲ ﻗُﻠُــﻮﺑِﻬِــﻢْ ﻣَﺮَﺽٌ .....


ﻓِﻲ ﻗُﻠُــﻮﺑِﻬِــﻢْ ﻣَﺮَﺽٌ ﻓَــﺰَﺍﺩَﻫُــﻢُ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻣَـــﺮَﺿًﺎ ۖ ﻭَﻟَﻬُــﻢْ ﻋَــﺬَﺍﺏٌ ﺃَﻟِﻴــﻢٌ ﺑِﻤَـﺎ ﻛَﺎﻧُــﻮﺍ ﻳَﻜْﺬِﺑُــﻮﻥَ ۞



در دلهای آنان بیماری است و خداوند بر بیماری آنان افـزوده، و بخاطر دروغ هایی که می گفتند، برای شان عذاب دردناکی است.

سوره بقره ، آیه 10

خـــَــســـتـــــهـ مـــَـــنــــشــــیــــن . . .


خـــَــســـتـــــهـ مـــَـــنــــشــــیــــن 

کــــهـ حــُــدَیـــبــــیــــــهـ , حــُـــنـــیـــنــــی دآرد

عـــــــــآقـــِــبــَــت صـــُـــلــــحِ حــَــســـَــن 

جـــَــنـــگِ حــُــســــیـــنــــی دآرد . . .

افسران - خــسـته

+ما گوش به فرمان آن سید فرزانه , امام خامنه هستیم ......

✦ نیلـــــــی تـــــر از مـــــادر ✦


103-meshki.gif


در كتاب «مبكی العیون» آمده است كه : در شب شام غریبان حضرت زینب (س) در زیر خیمه نیم سوخته ، اندكی به خواب فرو رفت . ناگاه در عالم خواب حضرت زینب(س) مادر خود حضرت فاطمه زهرا(سرا دید.


 او به مادر خویش عرض كرد :« مادرجان ! آیا از حال ما خبر داری ؟!» 



حضرت فاطمه زهرا(سفرمودند : «من طاقت شنیدن ندارم» . 

yase-nili-1.jpg


ادامه نوشته

خاطراتی از حضور رهبر در مراسم تشییع شهید آوینی


اوایل سال ۶۶ پس از شهادت تعدادی از همکارانمان با حضرت آیت ‌الله خامنه‌ای دیدار داشتیم. ایشان در این دیدار خصوصی حدود یک ساعت درباره‌ی برنامه‌ی روایت فتح صحبت کردند و بیش از هر چیز روی متن برنامه‌ها تأکید فرمودند. بعد از ما پرسیدند: «نویسنده‌ی این برنامه کیست؟» شهید «مرتضی آوینی» کنار من نشسته بود. از قبل به ما سپرده بود درباره‌ی او صحبت نکنیم. ما سعی کردیم از پاسخ به پرسش آقا طفره رویم اما آقا سؤال را با تأکید بیشتر تکرار کردند. ما ناچار شدیم بگوییم «سیدمرتضی». آقا فرمودند: «این متون شاهکار ادبی است و من آن‌قدر هنگام شنیدن و دیدن برنامه لذت می‌برم که قابل وصف نیست».

همایون‌فر
/ دوست شهید / راز خون/ ص ۶۶


مقام معظم رهبری بیش از دو یا سه بار به اتفاق بنده و جمعی از دوستان- شهید آوینی را ندیده بودند، اما یک روز که من تنها خدمت ایشان بودم، فرمودند: «جداً افتخار می‌کنم به وجود این بر و بچه‌های نویسنده و هنرمندی که در این مجموعه تلاش می کنند.» بعد اسم بردند از شهید آوینی و گفتند: «این آقای آوینی، آدم وقتی سیما و چهره‌ی نورانیش را می‌بیند، همین طور دوست دارد به ایشان علاقمند شود».
حجت‌الإسلام زم
 / راز خون/ ص ۳۰
 
مسؤول دفتر مقام معظم رهبری وقتی در مراسم تشیع شهید آوینی حاضر شدند، به من فرمودند: «تدارک ببینید، آقا هم قرار است در تشیع شرکت کنند». گفتم:«چرا از قبل نگفتید که ما آمادگی داشته باشیم؟» گفتند: «ساعت 8:30 صبح آقا زنگ زدند و پرسیدند شما نرفتید مراسم تشییع؟ گفتیم، داریم می‌رویم؛ فرمودند: مراسم تشییع در حوزه‌ی هنری است؟ گفتیم: بله. فرمودند: من دلم گرفته، دلم غم دارد؛ می‌خواهم بیایم تشیع پیکر پاک شهید آوینی».
حجت‌الإسلام زم
 / راز خون/ ص ۳۰

اواخر فروردین ۷۲ بود؛ پیکر سیدمرتضی بر دوش مردم در مقابل حوزه‌ی هنری تشییع می‌شد.‌.. خودرو حامل رهبر انقلاب در خیابان سمیه ایستاد.‌ علی‌رغم مسائل امنیتی، آقا برای ادای احترام به شهید از ماشین پیاده شدند،‌ کنار پیکر سرباز خودشان ایستادند و زیر لب زمزمه کردند: «إنا لله و إنا إلیه راجعون». بعد در جستجوی خانواده شهید، نگاهی به اطراف  انداختند اما به‌خاطر ازدحام مردم نتوانستند از نزدیک خانواده‌ را ببینند. پس از پایان مراسم آقا گفتند: «از طرف بنده به خانواده‌ی شهید تسلیت بگویید؛ گرچه من خودم هم در این مصیبت داغدار هستم». بعد آرام و بی‌صدا در حالی که چشم به تابوت سیدمرتضی دوخته بودند، به راه افتادند. خیابان سمیه هنوز صدای گام‌های آهسته‌ی رهبر را به دنبال پیکر سربازش در ذهن دارد… چندی بعد، آقا در صفحه‌ی اول قرآنی که آن را به خانواده‌ی شهید آوینی هدیه کردند، این عبارت را به دست‌خط خود نوشتند: “به یاد شهید عزیز، سید شهیدان اهل قلم، آقای سیدمرتضی آوینی که یادش غالباً با من است…”


منبع : سپهر آیین

یک واقعیت

هل من ناصر ینصرنی؟

 

انتهای دسته ها را هم حتما دیده ای…دخترانی با چکمه های بلند و موهایی بلوند و “موبایل“در دست دنبال دسته ها راه افتاده اند؛دخترانی با آرایش غلیظ و پسرانی با موهای تاج خروسی…

کمی گوش هایت را تیز کن…از سوی کربلا ندای حسین می آید؛هل من ناصر ینصرنی؟

تو قبل از هیئت رفتنت آرایش میکنی و با “او”قرار میگذاری…صدا می آید؛هل من ناصر ینصرنی؟

توی خیابان قهقه میزنی و دنبال دسته ها تا “نصفه شب”راه می افتی…صدا می آید؛هل من ناصر ینصرنی؟

خم میشوی از روی زمین شماره برداری و نیشت تا بناگوش باز می شود…صدا می آید؛هل من ناصر ینصرنی؟

ظهر عاشورا به جای نماز خواندن وسط دسته ای…صدا می آید؛هل من ناصر ینصرنی؟

توی هیئت با دوستانت قرار میگذاری و از اول تا آخر مجلس میخندی…صدا می آید؛هل من ناصر ینصرنی؟

دنبال دسته که می افتی حواست هست ببینی کسی هست که  تورش کنی؟…صدا می آید؛هل من ناصر ینصرنی؟

حواست هست داری چکار میکنی؟

حواست  هست داری به امامت زخم میزنی؟

فکر کرده ای فقط سپاهیان کوفی بودند که زخم بر تن امامت وارد کردند؟ نه…تو بدتر زخم میزنی

کمی گوش کن

هنوز صدایش می آید

او هر دم صدا میزند

هــل من ناصــــر ینصـــرنی؟…

◆ غیــــــــرقابل اعتمـــــــاد تا این حــــــد!

61.gif


zarif.jpg

در سفر وزیرامورخارجه به قـــــــــــم و دیدار با آیت الله جـــــوادی آملــــــــی



آیت الله جوادی آملی به آقای ظریف گفت :

 

اگر هـــــم با آمریکایـــــــی ها دست می دید بلافاصلـــــ ه انگشتاتون را بشمارید!




61.gif

♥•٠مى‏ آید گلـــــــى از آسمـــــان ها٠•♥

57.gif


مـــــــژده ای دلــــــ کـــ ه شب میـــــــلاد کاظــــــــم آمــده


79.gif 

فاطمـــــه بر دیدن موســــــی بـــــــــن جعفـــــــــر آمـــــده


79.gif


کاظمیـــــــــن امشب چراغـــــــان ازوجود کاظــــم است



79.gif


خانــــ ه ی صـــــــادق چراغـــــان از حضور کاظـــم است




veladt-emam-kazem-2.jpg


41.gif

3.gifزمیــــــن را از صفــــــــا زیــــــــور ببندیـــــد3.gif

3.gifبـــ ه اوج آسمــــــــان اختـــــــــــر ببندیــد3.gif

3.gifبـــــ ه مـــــــژگان خاک این ره را زداییــــد3.gif

3.gifبــــــر آن بالـــــ ملائــــک را گشاییــــــــــــد3.gif


3.gifبـــــ ه اشک دیـــــــدگان ره را بشوییـــد3.gif

3.gifشمیــــــــم عشـــــــق را اینک ببوییـــد3.gif

3.gifکــــ ه مى‏ آید گلـــــــى از آسمـــــان ها3.gif

3.gifکه مستش مى ‏شود دل‏هــــــا و جان ها3.gif


veladt-emam-kazem-1.jpg

41.gif


99.gif ولادت امام موســـــــی کاظـــــــــم(ع) مبارکـــــــــــ 99.gif




emam-javad-ziarat.jpg



آقا جـــــــان توفیـــــــــق زیارت کاظمیـــــــن رو نصیب ما بگــــــــــردان...




57.gif

مرد نیست!



آهای تویی که وقتی ناموست با ساپورت میاد داخل خیابون و تمام توپوگرافی


ناموست رو اهل شهر می بینند و تو انگار نه انگار ...!


باید چادر سر تو کرد نه اون، چون مردی که غیرت نداشته باشه ، مرد نیست!

هروقت ....

افسران - انگار ...


هر وقت امتداد  را 

دنبال می کنم 

مسیر  ها را 

تماشا می کنی !

انگار 

برای  آمده ای !

برای تو بابا نمیشود .....

افسران - دخترکان شام بازی ندادند رقیه را ...

دیر رسید...

دخترکان شام

بازی ندادند

رقیه را...


حیف دیر رسیدند

دختربچه های ایران !!

...

یک دنیا عروسک هم

برای تو

بابا نمی شود


جواااااااااااااااان بمان!!

پیری میگفت:

اگه میخواهی جوان بمانی

دردهای دلت را فقط به کسی بگو که دوستش داری و دوستت دارد!

خندیدم و گفتم: پس پیر مرد چراتو جوان نمانده‌ای؟

پیر لبخندتلخی زد و گفت:

دوستش داشتم

دوستم نداشت...

حرف حق

http://s5.picofile.com/file/8103553718/13911019000465_PhotoL.jpg


حجاب حفاظت است. شما کفش هم که می‌پوشی بالاخره پایت گیر می‌کند.

آدم پابرهنه برود راحت‌تر است. بله! راحت‌تر است. اما تیغ در پایت می‌رود.

کفش یک بار است. اما این بار را باید کشید.

چون که هم بار هست. هم حفاظت هست. کفش بار است اما حفاظت است.

لباس بار است اما کرامت است.



حاج آقا قرائتی

بَرآے هَمِــﮧ פֿـــوب بآش!


بَرآے هَمِــﮧ פֿـــوب بآش!

آنکــﮧ فهمیـב همیشــﮧ کنآرت و بــﮧ یآבت خوآهـב بوב...

و آنکس کــﮧنفهمیـב،

روزے دلش برآے تمآمــِ خوبے هآیَت تنگ میشوב...

siLi9A_497.jpg


آسمان جمعه ....

1383282977512576_large.jpg

تا تو نیایی؛


دلم؛

آسمان جمعه است؛

می گیرد

و نمی بارد

...


سلامتیش صلوات

افسران - آقا همیشه آقاست !

سخن رهبرانقلاب

افسران - عادت کودکی

ای ــنجآ کُجآست ؟؟

gulwduxrd1ryv62qh3jo-658x1024.jpg